تبليغاتX
مديريت درسازمان

مديريت درسازمان

سازمان ومديريت

 

به وبلاگ مدیریت درسازمان خوش

 آمدید  

          

بازديدكنندگان محترم مي تواننددراين وبلاگ اطلاعات موردنظردرخصوص انواع مديريت درسازمان را ازطريق لينك هاي مربوطه دريافت ومطالعه نمايند .  

           

                      برداشت مطالب باذكرمنبع مجازمي باشد    

 

             

                        

چاپ دوم كتاب افسانه مديران دردست اقدام است

 

 خواهشمنداست باارائه نقاط ضعف وقوت درقسمت

 

                   ارائه نظرماراياري نمائيد.

   

 

         

 

 

 برخوردمديران بامشكلات

 

      

    رفتاركاركنان درسازمانها

 

  

              افزايش سودآوري

 

 

                   كاهش هزينه ها



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 10:27  توسط ابوالقاسم منطقي   | 

 

گزيده اي ازكتاب افسانه مديران نوشته ابوالقاسم منطقي :

تناسب ذهن مديران با جسم كاركنان

اگر شما مجبور باشيد مطلبي را با سرعت بيشتر از حد معمول بنويسيد احتمالاً دست خط شما نامناسب خواهد شد. حالتي ديگر را در رانندگي در نظر آوريد كه سرعت آرام در رانندگي بازتابي همچون امنيت مالي و جاني شما را در پي خواهد داشت. حال چنانچه موقعيتي حاصل شود كه شما مجبور باشيد با نهايت سرعت برانيد آن وقت است كه معلوم نيست چه آينده‌اي در انتظار شما و اتومبيلتان خواهد بود.  حالتي ديگر را امتحان نمائيد كه شما مجبور باشيد تندتر از حالت معمول راه برويد، چه نتيجه‌اي حاصل خواهد شد؟ مطمئناً حركت موزون شما در راه رفتن تبديل به حركاتي ناموزون خواهد گشت كه امكان دارد تعادل شما را به هم بزند. در اصل رابطه مستقيمي بين دستورات مغز و حركات و جسم شما وجود دارد. بدين ترتيب كه هنگامي مغز شما فرماني را صادر مي‌نمايد، جسم شما متناسب با توانائي‌هاي خود فرمان را اجرا خواهد كرد.

به عنوان مثال شايد شما بتوانيد با سرعت بیست كيلومتر بر ساعت بدويد ولي اگر مغز شما فرمان دويدن يكصد كيلومتر سرعت را صادر نمايد جسم شما در اجراي اين زمينه ناتوان خواهد بود. حال اگر ما ذهن را به مديران نسبت دهيم چون دستورات را صادر مي‌كنند و جسم را به كاركنان چون مجري دستورات هستند و از اين لحاظ كه ابتدا فرمان جهت اجرا از مغز صادر مي‌شود، پس مديران ما بايد از اين لحاظ بسيار با احتياط عمل نموده (دستورات مناسب صادر نمايند) و فرماني را صادر ننمايند كه خارج از توانائي‌هاي جسم كه همان كاركنان باشد، گردند. زيرا درست در همين حالت است كه نظم بين فرمان و حركت از بين رفته و مشكلاتي را در پيش خواهد داشت كه ذيلاً به يك نمونه اكتفا خواهد شد كه در اكثر كشورهاي در حال توسعه به چشم مي‌خورد و آن كاهش  هزينه در كاهش نيروي انساني مي‌باشد. بعضاً بر اثر بيمار شدن نظام اداري يك سازمان، همچون افزايش هزينه‌ها و كاهش سودآوري و يا كاهش توليد، مديران عالي سازمان چاره را در تعويض مديران رده پائين‌تر ديده و در اين حالت مديري تازه به دوران رسيده به پست سازماني خود تكيه نموده و جهت نجات سازمان فرمان خود را كه همان دستورات مغز مي‌باشد صادر نموده و از جسم (كاركنان) تقاضاي كار بيشتر مي‌نمايد و كاركنان نيز طبيعتاً با توجه به مسائلي همچون احترام به مافوق و يا ترس از تنبيه، بيشتر از حد معمول كار مي‌كنند. حال چنانچه در اين حالت مدير ما چندان موفق نشود اين بار فرمان مغز خود را جهت كار كاركنان (جسم) پرقدرت‌تر به‌صورت انجام كار بيشتر و بيش از حد كاركنان صادر نموده و همانطور كه توضيح داده شد كاركنان امكان دارد بر اساس احترام و ترس از تنبيه بيش از حد كار نمايند و اينجاست كه جسم شايد نتواند دستورات مغز (فرمان مدير) را به صورت موزون انجام داده و توان كاركنان جوابگوي دستورات نخواهد بود (توجه نمائيد كه تمام موارد توضيحي جهت اثبات عدم شناخت مدير نسبت به ارتباط با كاركنان و انتظار بيش از حد آنان مي‌باشد) توجه نمائيد كه كار بيش از حد در اين خصوص كاركنان را خسته نموده كه در نهايت در كاهش بازدهي آنان اثر خواهد گذاشت كه در قسمت هزينه‌ها توضيحات مفصل ارائه خواهد شد.

پس يك مدير قوي در برابر سازمان بايد با توجه به توانائي كاركنان امور سازمان را به آنها محول نموده و بداند كه كار زياد در ساعات اداري جسم و روح كارمند را آزرده نموده و وي با اين روحيات نامناسب به منزل رفته و آنجا هم مديريت ضعيفي را ارائه مي‌دهد و فرداي آنروز هم با روحيه ضعيف كه ناراحتي‌هاي جسمي را به دنبال دارد پا به اداره گذاشته و با توجه به كار زياد كارائي وي ضعيفتر خواهد شد و در پي آن نارضايتي مدير را فراهم مي‌آورد و مديران ما كه اغلب ضعف مديريت خود را بر اثر عدم انتقادپذيري قبول ندارند كار بيشتري را از كارمند طلب مي‌نمايند كه با توجه به توضيحات مطمئناً موفق نخواهند شد. حال مديريت عالي سازمان چاره كار را در تعويض مدير پائين‌تر (كه شرح آن در بالا آمد) ديده و اين سيكل مدام ادامه دارد.

براستي چرا خيلي از مؤسسات ما موفق نمي‌گردند؟! به مثال ساده زير توجه كنيد.

فرض كنيد كه شما صاحب مغازه‌اي مثل سوپرماركت مي‌شويد و خود شما نقش تهيه كننده اجناس و فروشنده و صندوقدار هستيد. حال چنانچه بر اثر ازدياد مشتري مجبور به استخدام كارگري شويد باز هم همه كاره شما هستيد و چنانچه غفلت ورزيد و كارگر راه صحيح برخورد با ارباب رجوع را نداند مشتريان شما پراكنده خواهد شد. شايد كارگران كمي وجود داشته باشند كه در مثال فوق بدون ايجاد انگيزه از ناحيه صاحب كار دلشان به حال فروشگاه سوخته و بدون توجه صاحب فروشگاه درراه موفقيت فروشگاه گام برداند. در اصل آنها منتظر دستورات شما هستند تا خوب اجرا كرده و رضايت شما را فراهم آورند در يك سازمان بزرگ اصل كار به همين طريق است. اگر مدير عالي سازمان از اصول مديريت خوب بهره گيرد نتيجه همان خواهد شد كه او مي‌خواهد. همانطور كه توضيح داده شد يك مدير قوي در برابر سازمان همانند مغز مفيد در برابر جسم فرمانبر است كه جسم همان كاركنان هستند. اگر مغز درست تصميم بگيرد جسم حركتي موزون خواهد داشت. اگر مدير نگرشي درست و قوي داشته باشد، اعضاي سازمان مطمئناً درست عمل خواهند كرد. يك مدير قوي همانند خورشيد تاباني است كه در صورت عدم تابندگي نور و گرماي او از بين خواهد رفت. شما هم مي‌توانيد در محل كار خود و خانواده در هر پستي كه هستيد همانند خورشيد عمل نمائيد. منتهي بايد اين نكته را بدانيد كه خورشيدبه ظاهر بي‌نياز از همكاري ديگر اجسام و اقمار است در صورتي كه يك مدير نيازمند همكاري اعضاي خود مي‌باشد و همانطور كه اجسام و اقمار به نور و گرماي خورشيد نياز دارند كاركنان نيز به عملكرد درست مدير نياز دارند. هر چه مديريت قوي‌تر باشد، مانند آن خواهد بود كه نور و گرماي خورشيد بيشتر باشد و هرچه نور و گرما بيشتر شود، ديگران از آن بهتر بهره خواهند برد. منتهي بايد بدانيد كه هر تابش زاويه خاص بازتابش خود را دارد در اصل يك مدير بايد زاويه تابش را آنچنان تنظيم نمايد كه بازتابش آن پس از تأثيرگذاري تابش باز هم در نقاط ديگر مثمر ثمر باشد. اگر شما به سيستم گلخانه توجه نمائيد زاويه تابش از بالا وارد شده و نور و گرماي خود را اثرگذار مي‌كند و پس از بازتابش همانند تابش ديگري به سمت سقف گلخانه راهي مي‌شود و پس از برخورد، بازتابش آن همانند تابشي ديگر به سمت گل و گياه اثر گذار خواهد بود. شناخت زاويه تابش و بازتابش توسط مديران بسيار مهم مي‌باشد چرا كه امكان ندارد نيروي خود را صرف اموري نمايند كه نتايج درستي را به ببار نمي‌آورد. شايد بتوان اينگونه عنوان كرد كه مدير جهت تنظيم زاويه تابش نياز به ارتباط درست با كاركنان و محيط و اصلاح ارتباط مابين كاركنان دارد. اگر به تركيب سازمان‌هايي همچون بانك‌ها كه با ارباب رجوع سر و كار دارند توجه كنيد متوجه خواهيد شد كه ظاهراً همت و تلاش جسمي كاركنان صف است كه باعث پيشبرد امور روزانه و نهايتاً موفقيت سازمان مي‌گردد. در يك بانك كافي است كه يك تحويلدار باجه بداخلاق و تندخو باشد مطمئناً بيشتر مشتريان از آن بانك پراكنده خواهند شد. كارخانه‌اي را در نظر آوريد كافي است يك كارمند يا كارگر كارشكني كرده و در توليد قطعات مشكلاتي را به صورت عمد و پنهاني به وجود آورد، در صورتي كه يكي از پيام‌هاي اصلي اين كتاب اين است كه موفقيت يا شكست سازمان را به كاركنان صف و مديران عملياتي نسبت نمي‌دهد وتمام موارد از شكست و موفقيت را به مدير عالي سازمان نسبت مي‌دهد كه در قسمت‌هاي مختلف كتاب حسب نوع بحث به آنها پرداخته خواهد شد. براستي اگر اينگونه باشد پس نقش كاركنان عملياتي چه خواهد شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 22:0  توسط ابوالقاسم منطقي   | 

 

مديريت خود را به خانواده كاركنان هدايت نمائيد

يك مدير واقعي تنها به اداره امور از راه مطالعه یا  تجربيات ديگران اكتفا نكرده، بايد راه‌حل خيلي از مشكلات را خود با قوه تدبر و ابتكار خود پيدا نموده و در اداره امور راهكارهاي مختلف را پيشه كند.

يكي از اين راهكارها، بهره‌گيري از حمايت خانواده كاركنان خود مي‌باشد بسيار تجربه كرده‌ام و از دوستان شنيده‌ام كه اكثر كاركنان در محيط‌هاي فاميلي و خانوادگي وصف حال روسا و مديران خود را بر مي‌دارند و در غياب آنها به نيكي و يا بدي ياد كرده و توصيف مي‌نمايند حال خود شما اگر نقش رئيس يا مديريت يك اداره را به عهده داريد فكر مي‌كنيد كاركنانتان در پنهان، شما را به نيكي يا بدي ياد مي‌كنند؟ اگر دوست داريد در سازمان خود موفق شويد و سازمان خود را موفق نماييد بايد آنگونه رفتار نمائيد كه کارمند در حضور خانواده‌اش مدام از شما به نيكي ياد كرده و خصوصيات مثبت شما را بازگو نمايد و اعضاء خانواده از شما يك انسان خوب و مثبت در ذهن خود بازسازي نمايند.

بزرگترين خاصيت اين عمل اين است كه امكان دارد موقعيتي پيش بيايد كه كارمند از رفتار شما ناراضي و عصباني گردد (بر حسب موقعيت اقتضايي شما عملي انجام دهيد كه به صلاح سازمان و به ضرر كارمند باشد و وي از درك آن عاجز باشد) آنگاه وي طبق معمول امكان دارد خصوصيت بد شما را علم كرده و نزد اعضای خانواده بازگو نمايد در آن وقت است كه با توجه به شناخت اعضاء خانواده از شما (با توجه به تعاريف قبلي از شما) آنها در حكم قاضي از شما تعريف كرده و كارمند مربوطه را به خويشتن‌داري و رعايت احترام و بيادآوردن خوبي‌هاي قبلي شما دعوت خواهند كرد. شايد بتوان از فوايد ديگر مورد ذكر شده بدست آوردن شخصيت اجتماعي و موارد مختلف كه در دراز مدت بدست مي‌آيد را نام برد.

از ديگر راههاي موفقيت در اداره از راه نفوذ در كارمند و كسب اعتماد خانواده، رسيدگي به مشكلات خانوادگي وي مخصوصاً از نوع مادي مي‌باشد. حسب اتفاق اگر كارمند شما مشكل مالي داشته باشد و شما كمي از ماديات گذشته و در اين لحظات كاركنان خود را دريابيد مطمئن باشيد كه خيلي راحت مي‌توانيد در كارمند نفوذ نمائيد آيا فكر نمي‌كنيد كه در هنگام بروز بيماري يكي از اعضاي خانواده كارمند خود، با پاكتي حاوي پول به حضور وي رفته و حتي با توجه به عدم نياز وي فقط به وي تعارف نمائيد مطمئناً وي شيفته كار شما خواهد شد و خانواده اين كارمند در صورت اطلاع از مطالب فوق در جاي خود از شما حمايت خواهند كرد. پس در صورتي كه براي شما مقدور است به كارمند و خانواده وي محبت مادي و معنوي نمائيد تا كارمند شما با كار كردن بيشتر در محيط اداره آنرا تلافي نمايد (البته بحث فوق به خاطر كار كشيدن بيشتر از كارمند نيست بلكه رعايت مطالب مديريتي در محيط كار و نتيجه حاصله از آن در موارد مشابه مي‌باشد)

رئيسي داشتم كه هرگاه براي مدت كوتاهي جهت امور شخصي مرخصي ساعتي استفاده مي‌كرديم وی به اجبار سوئيچ ماشين خود را به ما مي‌داد و با اين كار وي، ما درس مي‌گرفتيم كه اين محبت وي را در محيط كار با انجام كار بيشتر تلافي نمائيم. تازه بعضي از ما كاركنان اين عمل وي را نزد ديگر دوستان و اقوام بيان كرده و با اين تعاريف شخصيت اجتماعي ايشان در بین کارکنان، بالاتر از سابق احساس مي‌گرديد يكي ديگر از همكاران تعريف مي‌كرد كه تمام مراسم ازدواج خود را با اتومبيل يكي از ديگر همكاران انجام داده‌‌ام و بعد از چندين سال كه گذشته هنوز اين مسئله را به خوبي بياد دارم و اگر وي از من تقاضايي نمايد تا حد امكان آن را اجابت خواهم كرد.

پس نيازهائي كه ديگران به شما دارند شايد يكي از راههاي موفقيت شما باشد آيا اصولاً هيچ فكر كرده‌ايد كه چرا كاركنان دستورات شما را اطاعت مي‌نمايند و همواره شما را تأييد مي‌نمايند. توضيح  اين مطلب شايد رعايت قوانين و ضوابط باشد در صورتي كه از دلايل مهم نياز كارمند است يا اصولاً كارمند مجبور است براي استحقاق دستمزد پايان ماه مدام شما را اطاعت نمايد اگر وي نياز مادي نمي‌داشت علاوه بر اينكه از شما حرف شنوي نمي‌داشت اصلاً لزومي نداشت كه در اداره شما كار كند پس شما با كمك همين نياز است كه مي‌توانيد به خيلي از خواسته‌هاي خود برسيد. تمامي بحثي كه در خصوص نياز مطرح گرديد در چهارده قرن قبل در قالب حديث زير بيان گرديده است:

«‌نيازهائي كه مردم به شما دارند از نعمت‌هائي است كه خداوند به شما اعطا فرموده است پس اين نيازها را تيره و تار مسازيد»

در اين خصوص مثال‌هاي زيادي مي‌توان عنوان كرد كه شايد شما بارها با آنها روبرو مي‌شويد از جمله اينكه اگر شما برادري با تخصص جراحي قلب داشته باشيد و كارگر كارخانه شما و يا اعضاي خانواده‌اش احتياج به جراحي داشته باشند و يا نيمه شب همسايه به كمك شما نياز داشته و با اتومبيل بيمار او را به بيمارستان برسانيد تمامي آنها از جمله مواردي هستند كه به مديريت بهتر شما كمك مي‌كنند و توجه فرمائيد كه خيلي از اين نيازها حتي ربطي به ماديات ندارند كه كارمند شما به خاطر نياز مادي مجبور باشد به شما بله قربان بگويد همانند نياز يك شاگرد نقاش  نزد استاد كه مدام وي را اطاعت مي‌كند كه مي‌توان از آن به عنوان نياز يادگيري مثال زد.

جالب است بدانيد كه تنها كاركنان شما به پرداخت حقوق از ناحيه شما نياز ندارند بلكه شما هم محتاج همكاري و كار بهتر از ناحيه آنها مي‌باشيد و در صورت عدم همكاري ايشان، شما دچار دردسر خواهيد شد. تجسم كنيد اگر يكي از كاركنان شما اطاعت را كنار گذاشته و سركش شود مديريت شما دچار مشكل خواهد شد پس جهت صعود از پله‌هاي نردبان موفقيت تا آنجا كه مي‌توانيد نياز ديگران را تشخيص داده و به كمك آنها بشتابيد و بذر كمك را بپاشيد و مديريت بهتر را درو کنيد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 20:30  توسط ابوالقاسم منطقي   | 

 

 

نيش مار يا پله نردبان:

اكثر مردم بازي مار و پله را مي‌شناسند در اين بازي قطعه‌اي مقوائي به خانه‌هاي مربع شكل تقسيم و داراي مبداء و مقصد مي‌باشد. در بعضي از خانه‌ها شكل نيش مار و در بعضي پايه نردبان قرار دارد با پرتاب طاس چنانچه عددي با شروع حركت بر خانه پايه نردبان قرار گيرد شيء متحرك از نردبان بالا رفته و به مقصد نزديك مي‌شود و چنانچه عدد طاس شما و حركت شيء بر خانه‌اي با نيش مار قرار گيرد شيء را بايد تا دم مار تنزل داده و به مبداء نزديك مي‌شويم كه در اين حالت كار مشكل‌تر شده و امكان واگذاري بازي به حريف وجود دارد.

رفتار و تصميمات مديران بي‌شباهت به اين بازي نيست مديران اشخاصي هستند كه در زير ذره‌بين كاركنان قرار دارند كوچكترين اشتباه از طرف مدير خطر نيش زدگي مار براي كاركنان وجود دارد و چنانچه مديران بتوانند درست مديريت رفتار سازماني را در سازمان خود پياده نمايند در اصل خود و كاركنان را در پايه نردبان قرار داده و با بالارفتن از نردبان خود و كاركنان را به مقصد نزديك مي‌كنند.

در كنار اين موارد شخص مدير اعمالي همانند پرداخت پاداش، تنبيه، و تشويق، مديريت مشاركتي را به عنوان ابزار مورد استفاده قرار مي‌دهد كه در صورت كوچك‌ترين بي‌دقتي سراغ نيش مار مي‌رود كه سقوط به مبداء را در پي خواهد داشت. آنوقت است كه كارمند همان حقوق را مي‌گيرد اما به دليل بي‌انگيزگي كه مدير در وي بوجود آورده كمتر كار مي‌كند.

البته اگر به زندگي خود به عنوان مسلمان بنگريد مشاهده خواهيد كرد كه بي‌شباهت به بازي مار و پله نيست چنانچه در زندگي كارهاي خوب انجام دهيم پايه نردبان را عايد خود كرده‌ايم و چنانچه از ما گناهي سرزند طعمه مار شده و سقوط را طلب كرده‌ايم خيلي جالب است كه وقتي در اين بازي بروي تكه‌اي از مقوا و طاس قرار مي‌گيريم و باتوجه به اينكه اعداد طاس اتفاقي هستند باز در ذهن خود آرزوي عددي را مي‌نمائيم كه به پايه نردبان يا عدم طعمه مار مواجه شود در صورتي كه در زندگي روزمره خود انتخاب كارهاي خوب و پايه نردبان و انتخاب كاري زشت و گناه و نيش مار انتخابي هستند ولي متأسفانه مشاهده مي‌گردد كه خيلي از اشخاص حتي مسلمانان به طور انتخابي نيش مار را انتخاب مي‌نمايند و خود را علاوه بر اينكه از رسيدن به كمال (كه همان هدف از خلقت انسان‌ها مي‌باشد) دور مي‌سازند خود را به پست‌ترين درجات تنزل مي‌دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 18:45  توسط ابوالقاسم منطقي   | 

  بعضي از نكات كليدي جهت پيشبرد بهتر امور سازمان.

 

— اگر تازه رئيس يك اداره شده‌ايد يكي از بهترين كارها اين است كه اعتماد كاركنان را به خود جلب نمائيد در صورت تحقق اين مطلب خيلي راحت‌تر خواهيد توانست با كمك كاركنانتان سازمان را اداره نمائيد.

— جهت جلب اعتماد كاركنان احتياج به كليدهاي ورود داريد به عنوان مثال اگر شما مي‌خواهيد با يكي از دوستان خود توسط تلفن ارتباط برقرار نمائيد درست بايد اعداد و ارقام تلفن دوست خود را شماره‌گيري نمائيد در غير اين صورت ارتباط مابين شما و دوستتان برقرار نخواهد شد در اين زمينه فرض كنيد كه ارتباط و نزديك شدن به هر يك از كاركنان جهت جلب نظر و اعتماد آنها نياز به طرق و يا شماره خاص خود را دارد.

— اگر نقش مدير عالي سازمان را داريد سعي كنيد كه به ديگر مديران خود آموزش دهيد كه در سمينارها حتماً رديف جلو نبايد جهت آنها رزرو شده باشد بايد بدانيد كه صندلي‌ها همه مثل هم هستند ولي ديدها و افكارها با هم متفاوت بوده و اگر شما مديران در رديف‌هاي مختلف سمينار يا آمفي‌تئاترها به صورت پراكنده در رديف‌هاي مختلف سالن در كنار ديگر كاركنان بنشينيد خيلي راحت‌تر با كاركنان ارتباط برقرار كرده و كاركنان اينگونه رفتار را بهتر دوست دارند. همانگونه كه در دين اسلام هم بيان شده انسان‌ها فقط در ايمان به يكديگر برتري دارند در غير اين صورت با هم برابرند.

— فرهنگ كاركنان خود را خوب بشناسيد تا بهتر بتوانيد با آنها ارتباط برقرار كنيد بايد بدانيد كه كاركنانتان قبل از استخدام در اداره شما با فرهنگ‌هاي متفاوتي زندگي و رشد نموده‌اند كه شناخت اين فرهنگ‌ها و يا حتي مشكلات كاركنانتان ارتباط شما را بهتر خواهد نمود.

— ارتباط درست با كاركنان و اينكه بتوانيد در سازمان خود محبوب باشيد، كنترل امور سازمان به دست شما به راحتي صورت خواهد گرفت به عنوان مثال اگر در سازمان  خود با ده نفر پرسنل، شما بتوانيد با نه نفر ارتباط درست برقرار كنيد نفر دهم اجباراً جهت اينكه از قافله عقب نماند خود را به شما نزديك خواهد كرد.

— يكي از راههاي گرداندن آسانتر امور سازمان مهره چيني درست مي‌باشد و اينكه هر كارمند را در پست مربوطه بكار بگماريد. به عنوان مثال پيچ و مهره بايد با هم همخواني داشته باشند در غير اين صورت با زور و اجبار و راههاي غير صحيح اين دو همديگر را تحمل نخواهند نمود.

— فاصله منزل تا محل كار كاركنانتان را با جابجائي كاركنان در شعبات مختلف كم نمائيد بدين طريق علاوه بر اينكه راحت‌تر و بدون دغدغه در محيط كار حاضر مي‌شوند از شما نيز راضي مي‌گردند.

— اگر نقش مدير سازمان را داريد سعي كنيد رضايت روسائي كه از طرف شما در شعبات مختلف به كار گمارده مي‌شوند را جلب كنيد كه در اين صورت با رضايت رؤسا آنها هم رضايت كاركنان خود را جلب نموده و قدرت غيررسمي سازمان به نفع شما رقم خواهد خورد.

— بارها مشاهده مي‌گردد كه مدير عالي سازمان به اتفاق اعضاء و هيئت همراه در مراسم غذاخوردن با كاركنان خود همراه شده مدير و هيئت همراه بر سر يك ميز و كاركنان به صورت جداگانه در ميزهاي ديگر سالن مشغول صرف غذا مي‌شوند اگر شما نقش مدير را داريد اين كار را ترك گفته و به هر يك از افراد هيئت مديره خود دستور دهيد به صورت جدا از هم و مابين كاركنان حاضر شده و كاركنان را در كنار خود بنشانيد در اين صورت كاركنان شما را بيشتر دوست خواهند داشت.

— انتقاد پذيري يكي از راههاي موفقيت مديران است به شرط اينكه اين حالت را در خود تقويت نمايند و با انتقادهاي كاركنان از كوره در نروند.

— كاركنان خود را درجه بندي كنيد همانطور كه كارخانجات محصولات خود را درجه‌بندي و دسته‌بندي مي‌نمايند چنانچه يك محصول درجه سه وارد يكصد عدد محصول درجه يك گردد اعتبار محصولات درجه يك را زير سؤال مي‌برد.

— شما هرچقدر هم كه در زمينه نيرويابي دقت نمائيد باز كاركناني به سازمان وارد مي‌گردند كه مدام سر ناسازگاري دارند بايد راه برخورد با آنها را بيابيد و در مقابل از تشويق كاركنان خوب خود غافل نشويد.

— كارمند ناسازگار اداره خود را حسب درجه ناسازگاري تنبيه نمائيد بعضي از آنها همانند موي فر مي‌مانند كه با سشوار صاف مي‌گردند ولي بعضي از آنها همانند علف هرزي مي‌مانند كه در صورتي آنها را ريشه كن ننمائيد تمام موادغذايي ديگر گل‌ها را خواهند بلعيد.

— كاركنان خود را مدام شارژ روحي نمائيد راههاي شارژ بسيار است كه شرح آن در كتاب گذشت از جمله حل مشكلات كارمند.

— قبل از اينكه كارمندي را به رياست بگماريد از وي خواسته‌هاي آينده خود در دوران تصدي رياست وي را بخواهيد تا از همين الان وي مسئوليت پذير باشد مطمئناً شارژ روحي اوليه شما و شارژهاي بعدي به وي كمك خواهد كرد.

— يكي از اشتباهات مديران اين است كه اگر چند شعبه با رؤساي مختلف را تحت نظر خود دارند با عدم موفقيت چند رئيس، آنها را بازخواست كرده و در مقابل از رؤساي موفق تشكر مي‌كنند در صورتي كه يكي از راههاي مهم اين است كه رئيس موفق را مورد مطالعه قرار دهيم تا راههائي كه وي طي نموده تا به موفقيت نزديك گشته را كشف نمائيم و از همانها جهت الگو و آموزش رؤساي ناموفق استفاده نمائيم.

— هرگاه تازه به مديريت يك سازمان با شعبات مختلف منصوب گشتيد سعي كنيد بدواً با دريافت عكس و نام پرسنل از دايره كارگزيني و بخاطر سپردن آنها در هنگام بازديد اوليه و بازديدهاي بعدي از شعبات، كاركنان را هنگام برخورد به نام صدا كنيد مطمئناً اين عمل شما در بازديد اوليه، كاركنان را به تعجب واداشته و از همان اول شما مديري قدرتمند شناخته خواهيد شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 8:25  توسط ابوالقاسم منطقي   |